خدایا!

خدایا!

 

رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد.

 

قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر

 

ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند

 

و برای دین کار می کنند نه آنها

 

که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند!

 

« دکتر علی شریعتی »

 

من چيستم؟

من چيستم؟


افسانه اي خموش در آغوش صد فريب


گرد فريب خورده اي از عشوه ي نسيم


خشمي كه خفته در پس هر درد خده اي


رازي نهفته در دل شب هاي جنگلي


من چيستم؟


فريادهاي خشم به زنجير بسته اي


بهت نگاه خاطره آميز يك جنون


زهري چكيده از بن دندان صد اميد


دشنام پست قحبه ي بدكار روزگار


من چيستم؟


برجا ز كاروان سبك بار آرزو


خاكستري به راه


گم كرده مرغ دربه دري راه آشيان


اندر شب سياه


من چيستم؟


يك لكه اي ز ننگ به دامان زندگي


و ز ننگ زندگاني آلوده دامني


يك ضجه ي شكسته به حلقوم بي كسي


راز نگفته اي و سرود نخوانده اي


من چيستم؟

 

« دکتر علی شریعتی »

رمز خوشبختی انسانها

مگر نمی دانی بزرگترین

 

دشمن آدمی فهم اوست؟

 

تا می توانی خر باش تا خوش باشی

 

دکتر علی شریعتی

 

قرنها نالیدن به کجا انجامید؟

وقتی نمیتونی فریاد بزنی ناله نکن


خاموش باش


قرنها نالیدن به کجا انجامید


تو محکومی به زندگی کردن

 

تا شاهد مرگ آرزوهای خود باشی

  

دکتر علی شریعتی

 

ترس

"از «تن» تو هر چقدر هم که قوی باشد،

 

ترسی ندارند.

 

از گاو که گنده‌ تر نمی‌شوی .....

 

میدوشندت

 

از خر که قوی‌تر نمی‌شوی .....

 

بارت می‌کنند

 

از اسب که دونده‌ تر نمی‌شوی .....

 

سوارت می‌شوند

 

اما آنها فقط از «فهمیدن» تو می‌ترسند..."

 

دکتر شریعتی

 

قرآن ! من شرمنده توام ...(1)

قرآن !

  

من شرمنده توام

  

 اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و

  

ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند

  

كه خلایق به پای موسیقی های

 

 روزمره می نشینند .

  

اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند

  

 مستمعین فریاد میزنند "

  

 احسنت ...! "

  

 گویی مسابقه نفس است ...

  

دکتر علی شریعتی

 

قرآن ! من شرمنده توام ...(2)

قرآن !

  

 من شرمنده توام

  

اگر ترا از یك نسخه عملی

 

به یك افسانه موزه نشین مبدل كرده ام .

 

یكی ذوق میكند كه ترا بر روی برنج نوشته،

یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌

  

یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌

  

یكی به خود میبالد كه ترا در كوچك ترین

 

 قطع ممكن منتشر كرده و ... !

  

آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

دکتر علی شریعتی

 

قرآن ! من شرمنده توام ... (3)

  قرآن !

 

 من شرمنده توام اگر از تو

 

 آواز مرگی ساخته ام

 

 كه هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود

 

همه از هم میپرسند "

 

 چه كس مرده است؟ "

  

 چه غفلت بزرگی كه می پنداریم

  

خدا تو را برای مردگان ما نازل كرده است .

 

دکتر علی شریعتی

 

قرآن ! من شرمنده توام ... (3)

قرآن !

 

من شرمنده توام

 

 اگر به یك فستیوال مبدل شده ای

 

 حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌

 

خواندن تو آز آخر به اول ،‌

 

یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟

 

ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ،

 

 تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

 

خوشا به حال هر كسی كه

 

 دلش رحلی است برای تو .

 

آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،

 

‌گویی كه قرآن همین الان

 

 به ایشان نازل شده است.

 

 آنچه ما باقرآن كرده ایم تنها

 

بخشی از اسلام است

 

 كه به صلیب جهالت كشیدیم

 

دکتر علی شریعتی

 

به كجای این شب تیره بیا ویزم قبای ژنده خود را !

تنهایی به میان مردم می گریزم

 

و از مردم به تنهایی پناه می برم.

 

راست می گفتی نیما :


" به كجای این شب تیره بیا ویزم

 

قبای ژنده خود را ! "

 

دکتر علی شریعتی

 

نابودی فرهنگها

ما الان در روی زمین شاهد یک جنایت بزرگ

 دیگر هستیم و آن مرگ

فرهنگ ها و تمدن های بزرگ بشری است که هر یک


رنگ و بو و جهتی ویژه ی خود داشته است.


پیش از این رومیان، ایرانیان، عرب ها،

 هندی ها، چینی ها، سیاهان، سرخپوستان و ...

و هریک تمدن خاص داشتند.

اما امروز غرب با تمدن، خود را جایگزین آنها می سازد تا آنجا که

 همه یک جور حرف بزنند، در یک بحث و عنوان از یک سری


مسائل سخن بگویند، شهر ها و

خانه ها و لباس ها، روابط زن و مرد و

 همه چیز در همه جا یکسان و یکدست گردد.

وحدت جهانی تیپ تمدن ها و فرهنگ ها بوجود می آید.

دیگر چون گذشته نمی توان از فرهنگ شرقی

درون گرا و فرهنگ غربی برون گرا سخن گفت.

 نبوغ چینی در قالب فرهنگ اروپایی رشد می کند و بی هیچ تردید

حاصلی جز آنچه در غرب


ببار آورده نخواهد داشت و این یک

 دست بندی بر بال نبوغ انسانی و

مرگ همه ی ویژگی ها و اصالت ها و امکانات متنوع


رشد فرهنگ و روح و هنر و فکر و تمدن

 

 و زندگی و تکامل بشری است

 

دکتر علی شریعتی

 

سرزمین آزادی ((بردگی))

و کجا میتوان این آزادی را یافت .

 

وقتی معاویه ها در لباس حسینی ها

 

 و زینب هایند.

 

((دکتر علی شریعتی))

 

بندگی خداوند

با شیطان هم داستان شدم تا

 

 در برابر هیچ آدمی سر

 

 تسلیم فرود نیاورم

 

دکتر علی شریعتی

 

مسجد و کفش

ترجيح ميدهم با كفشهايم در خيابان

 

 راه بروم و به خدا فكركنم

 

تا اين كه در مسجد بشينم و

 

به كفشهايم فكر كنم

 

دکتر علی شریعتی

 

تنهاترین تنهایان

اگر تنهاترین تنهایان جهان باشم

 

خدا با من است

 

او جانشین همهء نداشتنهای من است ...

 

دکتر علی شریعتی

خدایا! رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد

خدایا!

رحمتی کن تا ایمان، نام و نان برایم نیاورد.

 

قوتم بخش تا نانم را و حتی نامم را در خطر

 

ایمانم افکنم، تا از آنها باشم که پول دنیا را می گیرند

 

 و برای دین کار می کنند نه آنها

 

که پول دین را می گیرند و برای دنیا کار می کنند!

 

دکتر علی شریعتی


 

دکتر شریعتی

 

هر كس آنچنان مي ميرد كه زندگي مي كند

دکتر شریعتی

 

 کلاس پنجم که بودم پسر درشت هيکلي در ته

 کلاس ما مي نشست که براي من مظهر تمام

 چيزهاي چندش آور بود ،آن هم به سه دليل: اول

 آنکه کچل بود، دوم اينکه سيگار مي کشيد و سوم

 - که از همه تهوع آورتر بود- اينکه در آن سن و

 سال، زن داشت. !...

چند سالي گذشت يک روز که با همسرم ازخيابان

 مي گذشتيم ،آن پسر قوي هيکل ته کلاس را ديدم

 در حاليکه خودم زن داشتم ،سيگار مي کشيدم و

 کچل شده بودم

 

اینجا آسمان ابریست ، آنجا را نمیدانم...

اینجا شده پائیز ، آنجا را نمیدانم...

اینجا فقط رنگ است ، آنجا را نمیدانم...

اینجا دلی تنگ است ، آنجا را نمیدانم...

وقتي كه بچه بودم هر شب دعا ميكردم كه خدا يك دوچرخه به من بدهد ؛

بعد فهميدم كه اينطوري فايده ندارد .

پس يك دوچرخه دزديدم و دعا كردم كه خدا مرا ببخشد...

دکتر شریعتی

 

هی با خود فکر می کنم ، چگونه است که : 

ما ، در این سر دنیا ، عرق می ریزیم و وضع مان این است

و آنها ، در آن سر دنیا ، عرق می خورند و وضع شان آن است!!!! ...

نمی دانم ،

مشکل در نوع عرق است ؟!؟!؟!؟

یا در نوع ریختن و خوردن؟!؟!؟!؟